نقد کتاب

معرکه ضیاء صدقی

از میانِ پروژه‌های تاریخ شفاهی که به تاریخ معاصر ایران پرداخته‌اند، تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد شهرت و اهمیتِ بسیاری دارد. جدا از اهمیتِ تاریخی شخصیت‌هایی که با آنان مصاحبه شده است، کار یکی از مصاحبه‌گران این پروژه، ضیاء صدقی هم قابل توجه است که با تسلط و دقت بسیار این پروژه را به سرانجام رساند. ضیاء صدقی که دیگران را روایت می‌کرد، این بار در کتابِ «برگ‌هایی از خاطرات من» نوشته همایون کاتوزیان خود به دامِ روایت افتاده است. همایون کاتوزیان در این کتاب به یاد ضیاء صدقی و پروژه تاریخ شفاهی هاروارد، یادداشتی نوشته است که محور آن شخصیت صدقی است، مصاحبه‌گری که سال‌ها در پروژه تاریخ شفاهی خود در دانشگاه هاروارد در مصاحبه‌های مفصلش، از دیگران، شخصیت و خاطرات‌شان نوشته بود. آن‌طور که از عنوان کتابِ کاتوزیان برمی‌آید این کتاب مجموعه‌ای است از رخدادهای گوناگون در زندگیِ او که به مناسبت‌های مختلف در نشریات منتشر شده و اینک در قالب کتابِ  «برگ‌هایی از خاطرات من» در نشر مرکز گرد آمده است. چنان‌که خودِ همایون کاتوزیان نیز اشاره می‌کند هیچ‌یک از این خاطرات و وقایع‌نگاری‌ها مختص زندگی خصوصی او نیست، و با اینکه هریک از این خاطره‌ها‌ یا تجربه زیسته او مرتبط‌اند، با تاریخِ معاصر یک ملت نیز پیوند دارند. از میان این خاطرات، مروری می‌کنیم بر یادداشتی که او درباره ضیاء صدقی نوشته است، که در این یادداشت به قولِ معروف خیاط در کوزه افتاده است، این بار با یادی خیر از او.

سیمای احمدشاه قاجار

احمدشاه قاجار در نهم اسفند ۱۳۰۸، به دلیل بیماری ورم کلیه در شهر کوچکی در حومه پاریس درگذشت. شاه هنگام مرگ ۳۳ ساله بود او در تبعید مرد. سه سال قبل از مرگ از سلطنت خلع شده و رضاشاه ‌جای او به تخت سلطنت تکیه زده بود. برکناری و تبعید و مرگ نابهنگام احمدشاه در غربت از او چهره یک شاه مظلوم ساخت. به‌خصوص اینکه جانشینش رضاشاه، به‌رغم پیشبرد پروژه مدرنیزاسیون در ایران، استبداد پدربزرگ‌های احمدشاه را دوباره از نو و این بار مجهز به ارتش و دستگاه سرکوب قوی نوسازی کرد. وقتی رضاشاه در اوج استبداد سقوط کرد و فضای سیاسی پس از رفتنش گشوده شد، برخی مخالفان حکومت پهلوی، به استناد برخی روایت‌های تاریخی از احمدشاه چهره یک شاه دموکرات‌منش، مشروطه‌خواه و اصیل ساختند که به دلیل مخالفتش با قرارداد استعماری ۱۹۱۹ و ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی‌های رضاخان، با اشاره انگلیسی‌ها از سلطنت خلع شده و سقوط او، یک فرصت تاریخی برای برقراری حکومت مشروطه را از بین برده است. اما آیا این فرضیه‌ها درباره احمدشاه درست بود؟ جواد شیخ‌الاسلامی در کتاب مهمش‌، «سیمای احمدشاه قاجار» (نشر ماهی، چاپ اول ۱۳۹۲) به استناد اسناد و مدارک تاریخی تلاش کرد روایت‌های مدافع احمدشاه در تاریخ را زیر سؤال ببرد و به قول خودش «افسانۀ مظلومیت احمدشاه را که نزد بسیاری به واقعیت تاریخی بدل شده، پایان دهد».

آدم سیاسی نبوده‌ام

کتابِ «گفت‌وگو با عباس کیارستمی» تنها چند ماه پس از مرگِ ناگهانی عباس کیارستمی آماده انتشار شد. این کتاب سه بخش مفصل دارد که به زندگی هنری کیارستمی می‌پردازد و در خلالِ گفت‌وگوها به زندگی و افکار این هنرمند هم نقب می‌زند. یک: تصویر، فیلم و عکاسی. دو: تولد و خانواده، دوران کودکی و مدرسه، علاقه به فیلم، شعر و سینما و موسیقی، فیلم‌سازی در ایران و خارج از کشور، گرایش به سینما و ... . سه: فیلم‌شناسی، فیلم کوتاه، بلند و بعد هم کتاب‌شناسی، نمایه و اشخاص. عباس کیارستمی بیش از هر چیز به فیلم‌سازی‌اش معروف است و بدیهی است که عمده بحث‌های کتاب پیرامون فیلم و تصویر و سینمای او باشد. «می‌گویند که در آغاز کلمه بود، اما برای من، آغاز همیشه با یک تصویر است. وقتی درباره یک گفت‌وگو فکر می‌کنم، همیشه اول تصویری از آن به خاطرم می‌آید. و چیزی که در عکاسی خیلی دوست دارم، ثبت یک لحظه واحد است: لحظه‌ای کاملا زودگذر و فرّار. شما عکس را می‌گیرید و ثانیه‌ای بعد همه‌ چیز تغییر کرده.» برای کیارستمی همه چیز از تصویر آغاز می‌شود و همین است که حجمِ بیشتر کتاب به موضوع سینما اختصاص دارد و بحثِ سینمای بدنه و سینمای مستقل، وضعیت سینماگران مستقل که کیارستمی از این گروه است و سینمای موج نو و فیلم‌هایی که کیارستمی ساخته است. در یکی از بخش‌های جالب‌توجه و متفاوتِ کتاب، کیارستمی درباره سیاست و نفت و تاریخ ایران می‌گوید و اینکه هرگز آدم سیاسی نبوده است.

سرد سبز

از فروغ فرخزاد تصویری یکدست در دست نیست که همه بتوانند به آن استناد کنند و زندگینامه‌ای از او را بخوانند که همه واقعیتِ او باشد. جایگاه فروغ در شعر معاصر ایران و نیز شخصیت منحصربه‌فردش همواره مورد بحث‌های بسیاری بوده است. طرفداران فروغ در ساختن اسطوره او از هیچ کوششی دریغ نکرده‌ و بسیاری حسرتِ فروغ بودن در سر پرورانده‌اند. البته فروغ مخالفان سرسختی هم دارد که از همان ابتدا به انتقاد از او و شعرش برخاستند و به خاطر برخی اظهارنظرها و نوع زندگی شخصی‌اش نکوهش کرده‌اند. از میان روایت‌هایی که از زندگیِ فروغ فرخزاد وجود دارد یکی روایتِ ناصر صفاریان است در فیلمِ مستند «سه‌گانۀ فروغ فرخزاد» که متنِ گفت‌وگوهایش را در کتابی به نام «آیه‌های آه» در نشر نو منتشر کرده و مقدمه‌ای بر آن نوشته است درباره چندوچون ساخت آن مستند و شکل‌گیری زندگینامه‌ای مستند از فروغ. صفاریان در مقدمه کتاب می‌نویسد سعی داشته است تا به قول خودش فروغ را آدمی‌زاده‌ای تصویر کند مثل همه آدمیان، با خوبی‌ها و بدی‌های انسانی. نه مثل بت و شکل اسطوره‌ای دور از ذهن و نه معصومی دوردست که انسانی با همه وجوه انسانی‌اش. در اینجا با مروری بر مباحثِ کتاب به بخش ناگفته‌ای از کودکی و روحیات فروغ می‌پردازیم که در این کتاب در گفت‌وگو با بتول وزیری‌تبار (مادر فروغ) به آن اشاره شده است. و البته کتاب گفت‌وگوهای خواندنی دیگری نیز دارد که تمامِ زوایا و زندگیِ فروغ را در معرضِ دید می‌آورد: از زندگی و شخصیت و احوالاتِ فروغ تا کارنامه کاری و شعری این شاعر نوگرا.

مشروحه‌ای درباره مصدق

نامِ علی‌اكبر دهخدا شايد بيش از همه با لغت‌نامه مشهورش پيوند خورده باشد چراكه شنيدن نام دهخدا ما را بيش از همه به ياد اين دستاورد فرهنگی او مي‌اندازد. اما اگر از سترگی كار دهخدا كه يك‌تَنه به‌اندازه يك فرهنگستان كار كرد و بابتش ديناری هم نگرفت بگذريم، بايد يادآوری كنيم كه دهخدا زماني كه در اواخر عمرش ناگزير خانه‌نشين شده بود تأليف لغت‌نامه‌اش را به انجام رساند. شايد به دليل اهميت و سترگی اين كار دهخدا، بر اهميتِ آثار ديگر او ازجمله «چرند و پرند» كه ابتدا در روزنامه «صوراسرافیل» در دوران مشروطه منتشر شد، كمتر تأكيد شده است. از آن مهم‌تر، شخصيتِ سياسی و خلق‌وخوی دهخداست كه در سايه مانده و انتشار «نامه‌های سياسی دهخدا» از اين منظر دارای اهميت بسيار است كه بخشی از زندگی و زمانه او را بازتاب مي‌دهد. اين كتاب آن مقدار از نامه‌هاي دهخدا را در برمی‌گیرد كه جنبه سياسی و اجتماعی دارند و ازجمله آن‌ها، نامه‌هايی است كه دهخدا در مورد وقايع شهريور 1320 نوشته است كه در ادامه به بازخوانی اين دو نامه خواهيم پرداخت و در ضمن مروری خواهيم داشت بر كتابِ «نامه‌های سياسی دهخدا» كه به كوشش ايرج افشار در نشر روزبهان منتشر شده است.

داستایفسکی و جنگل ناشناخته‌ها

فیودور داستایفسکی در یازدهم نوامبر 1821 در مسکو متولد شد در طول شصت سال زندگی‌اش، تا بیست‌وهشتم ژانویه 1881، نه‌فقط به یکی از مهم‌ترین چهره‌های ادبیات روسیه بلکه به قله‌ای در ادبیات جهانی بدل شد. داستایفسکی در شمار آن دسته از نویسندگانی است که در سال‌های حیاتش به شهرتی عام دست یافت و یکی از نشانه‌های این شهرت را می‌توان در تعداد نامه‌هایی دید که از گوشه‌وکنار به دستش می‌رسید. خوانندگان داستایفسکی بخش‌هایی مختلف از جامعه بودند و مثلا یک یهودی که از بانک سرقت کرده بود تا خرج درمان نامزد مسلولش را بپردازد از زندان نامه‌های طولانی برای داستایفسکی می‌نوشت؛ او میان خود و راسکولنیکف شباهت‌های زیادی می‌دید و در نامه‌هایش از انگیز‌ه‌های سرقتش نوشته بود و همچنین از مسائل یهودیان. جالب اینکه داستایفسکی نیز تا جای ممکن به نامه‌هایی که از آدم‌های معمولی ناشناس به دستش می‌رسید پاسخ می‌داد. داستایفسکی به جایگاهی فراتر از یک داستان‌نویس رسیده بود و مرجع تعداد زیادی از خوانندگانش بود. امروز نیز او همچنان به‌عنوان مرجعی در ادبیات جهانی شناخته می‌شود و آثارش بخشی مهم از میراث فرهنگی بشری است.

زندگینامه یک جلاد

«مرگ کسب و کار من است» اثرِ خواندنی روبر مرل که چندی پیش در نشر نگاه بازنشر شد، از جذاب‌ترین و خواندنی‌ترین زندگینامه‌هایی است که تاکنون خوانده‌اید. جذابیتِ این اثر سوای تبحر روبر مرل در داستان‌نویسی به این دلیل هم است که احمد شاملو، شاعر مطرح کشورمان این کتاب را انتخاب و ترجمه کرده است و از معدود ترجمه‌های این شاعر است که جز شعر دستی هم در روزنامه‌نگاری و داستان‌نویسی و نمایشنامه‌نویسی و ترجمه نیز داشته است و از میانِ ترجمه‌های او «مرگ کسب و کار من است» روبر مرل با مقدمه‌ای از شاملو همراه شده است، رمانی که شاملو آن را «زندگینامه یک جلادِ مدرن» می‌خواند.

آخرین روزهای شاه به روایت دو سفیر

۲۶ دی‌ماه سال ۱۳۵۷، محمدرضاشاه پهلوی و همسرش فرح، در سفری بی‌بازگشت، ایران را برای همیشه ترک کردند. با رفتن شاه از ایران، سیر حوادث انقلاب سرعتی فوق‌العاده به خود گرفت. کم‌تر از یک ماه پس از فرار شاه از ایران، شالوده نظام پهلوی از هم گسست و انقلاب اسلامی پیروز شد. مطالعه درباره روحیات و تصمیمات شاه در ماه‌های پایانی زمامداری‌اش، یکی از سرفصل‌های مهم تاریخ انقلاب ۱۳۵۷ در ایران است. روحیات و تصمیماتی که می‌توان آن را از دریچه خاطرات کسانی مطالعه کرد که در ماه‌های آخر سلطنت پهلوی، طرف مشورت او بوده‌اند.

جزنی و تاریخ شفاهی مبارزه‌‌ای سی‌ ساله

اغلب آثاری را که درباره تاریخ معاصر ایران نوشته شده می‌توان در دسته وقایع‌نگاری جای داد. این آثار اگرچه وجهی ضروری در شناخت تاریخ به شمار می‌روند اما با این حال به نظر می‌رسد که تاریخ‌نگاری معاصر ایران همچنان با فقدان پرداختن به تاریخ اندیشه‌ها روبه‌رو است. این فقدان به‌خصوص در تاریخ‌نگاری جنبش چپ بیشتر دیده می‌شود. شاید از آن‌رو که به چهره‌های مهم تاریخ چپ در ایران اغلب از زاویه‌ای جناحی نگریسته شده و چنین است که از یک‌سو، این چهره‌های تاریخی یا کاملا محکوم شده‌اند یا تما‌م‌قد ستایش شده‌اند.

بهرام صادقی زنده است

«با كمال شعف به اطلاع دوستان می‌رساند كه بهرام صادقی زنده است. بله، زنده حی و حاضر، همان‌طور كه بود: بلند و باريك و با چشم‌های مهربان؛ اما زهرخندی بر لب.» مرگ نابهنگام بهرام صادقی چنان همگان را در بهت فرو برد كه هوشنگ گلشيری اين متن را در مجلس ترحيمش خواند و مرگِ او را يكی از آن شوخی‌ها خلف وعده‌های بهرام صادقی دانست. «شوخی كرده است، با همه ما.» گلشيری راست می‌گويد بهرام صادقی به اعتبار داستان‌هايش همچنان زنده است. محمدرضا اصلانی در كتابی با عنوان «بهرام صادقی» به زندگی اين نويسنده پيشرو پرداخته، كه در ادامه مروری می‌كنيم بر اين كتاب.

مردی بود مردستان

«نیما، شاعری که در چهل‌وچند سالگی‌اش زمزمه می‌کرد: به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده‌ی خود را، و در آخرین سروده‌اش خبر داد: این من‌ام مانده به زندان شب تیره که باز، شب همه‌شب، گوش‌به‌زنگ کاروانستانم، دو سال پس از برخاستن نفیر گلوله‌ای به دنیا آمد که سلطنت پنجاه‌ساله شاهی پایان داد که با کشتن امیرکبیر آغاز شد و با حراج ته‌مانده میراث رعایایش به پایان رسید مصطفی اسلامیه، نویسنده زندگینامه نیما یوشیج، از همین سطرهای نخست تکلیف خواننده را روشن می‌کند: اینکه می‌خواهد روایتی از زندگی نیما بنویسد که بیش از هر چیز رگه‌های سیاسی‌ آن را نشان دهد. وجهی از زندگی نیما که در غالب روایت‌ها درباره پدر شعر مدرن غایب است. اسلامیه فقید، کتابِ «به کجای این شب تیره» را بهار 1391 در نشر نیلوفر منتشر کرد، به مناسبت سالمرگ نیما زندگینامه او را مرور خواهیم کرد.

سوسیالیسم در نیمکره غربی

«ما قابلیت ساختن تاریخ را داشته‌ایم، نه نوشتن آن را». اگرچه این عبارت بارها از سوی رهبران و مبارزان انقلابی کوبا نقل شده است اما با این حال نمی‌توان منکر اهمیت روایت تاریخ شد. تاریخ اغلب توسط مورخانی نوشته می‌شود که شاید نقشی در ساختن تاریخ نداشته‌اند، اما روایت دست اول کسانی که در ساختن تاریخ نقش داشته‌اند گوشه‌هایی از واقعیت را نشان می‌دهد که تنها در روایتی دست ‌اول قابل مشاهده است. تاریخ شفاهی و روایت آن‌هایی که مستقیما در رخدادی تاریخی حضور داشته‌اند، تصویر جانداری است که تضادها و محدویت‌ها و فراز و فرودهای تاریخی را به شکلی زنده ارائه می‌کنند. کتاب «ساختن تاریخ» یکی از این روایت‌ها و به‌نوعی بخشی از تاریخ شفاهی انقلاب کوبا و حوادث پس از آن است که به‌واسطه مصاحبه با چهار ژنرال نیروهای مسلح انقلابی کوبا ارائه شده است.

یادی از چخوفِ ایران

اکبر رادی، یکی از نامداران عرصه تئاتر را «چخوف ایران» و «آقای نمایشنامه‌نویس» لقب داده‌اند. نامِ او در صحنه‌ درام ما چنان پرطنین است که نمی‌توان از تاریخ معاصر تئاتر سخن گفت و از او غفلت کرد. اکبر رادی دهم مهر 1318 در رشت به دنیا آمد و 5 دی 1386 در پی بیماری سخت، در تهران دیده از جهان فروبست. کتابِ «ارثیه باشکوه آقای گیل» اخیرا به‌عنوان یادنامه زنده‌یاد اکبر رادی از مجموعه دفترهای تهران و به کوشش محمد ولی‌زاده منتشر شده است. این کتابِ مفصل 424 صفحه‌ای به زندگی و آثار رادی پرداخته و تلاش کرده تا در شش فصل، سیمای روشن‌تری از این درام‌نویس مطرح ترسیم کند.

این هم ادای دین

آثاری که درباره احمد محمود منتشر شدند چندان هم کم نیستند، از نقد و تحلیل آثارش تا شناختنامه و گفت‌وگوهای مفصل. اما از این نویسنده معاصر زندگینامه‌ای مدون و مفصل در دست نیست. خودش چند بار گفته است ازجمله مشکلاتش نوشتن زندگینامه‌اش بوده است. در تمام دوران نویسندگی داستان‌ها دست از سرش برنداشتند تا مجالی برای نوشتن زندگینامه فراهم شود، آن‌هم با آن فراز و نشیب‌هایی که زندگی احمد اعطا داشت تا زمانی که احمد محمودِ نویسنده شد و پس از آن هم به نوع دیگر. «همراه با احمد محمود» تألیف کیوان باژن، ازجمله کتاب‌هایی که اخیرا درباره این نویسنده بنام منتشر شده و مبنای آن تاریخ شفاهی است. این کتاب هفت بخش دارد که مفصل‌ترین آن بخش تاریخ شفاهی یا احمد محمود به روایت دیگران است. به مناسبتِ سالروز تولد احمد محمود در چهارم دی، مروری می‌کنیم بر این کتاب.

چهره‌‌ای چندسویه از استالین

استالین از مهم‌ترین چهره‌های قرن بیستم است که برخلاف روایت غالب، آنچه دوران حکومتش را حائز اهمیت می‌کند صرفا سرکوب و اختناق دوران او نیست. سلطه روایت غالب که چهره‌ای تک‌بعدی از استالین به دست می‌‌دهد، به‌قدری است که به تعبیری حتی می‌توان او را چهره‌ای سرشناس اما ناشناخته دانست. یکی از مهم‌ترین نکاتی که درباره دوره استالينيسم کمتر مورد بررسي قرار گرفته است، نخستين برنامه‌هاي اقتصاد‌سياسي سوسياليسم است. اهميت اين موضوع به حدی است که حتی مورخ سرشناسی چون ادوارد هالت کار در بررسی‌اش از آن دوران، از استالين با عنوان «فرشته نجات انقلاب اکتبر» ياد کرده است. اما تاريخ‌نگاری‌های يک‌سویه‌نگر بيشتر از استالین تنها یک «ايوان مخوف» در اذهان ساخته‌اند که تنها از ماشین سرکوب و کشتار استفاده کرده است و هیچ نقطه مثبتی در حیات سیاسی او دیده نمی‌شود.

مسئوليت خطير تاريخ‌نگاری

در بين آثاري كه درباره پايان سلطنت قاجار و به قدرت رسيدن رضاشاه منتشر شده‌اند، كتاب سيروس غنی با عنوان «ايران: برآمدن رضاخان، برافتادن قاجار و نقش انگليسی‌ها» كه با ترجمه حسن كامشاد به فارسی منتشر شده، اثري قابل توجه است كه پس از انتشارش با واكنش‌های زيادی روبرو شد. چاپ اصلی اين کتاب در اکتبر 1998 یا مهر 1377 در لندن منتشر شد و زمستان همان سال نیز با ترجمه حسن کامشاد به فارسی منتشر شد. به مناسبتِ سالگرد واگذاری سلطنت ایران به رضا شاه پهلوی و پايان رسمی سلطنت قاجار مروری می‌کنیم بر کتابِ سيروس غنی که به نقش رضاشاه و همدستانش در براندازی حکومت قاجار می‌پردازد و سعی دارد تصویری واقعی از زمامداران قرن بیستم ایران به دست دهد.

یک میلی‌متر میراث

بی‌شک مرتضی ممیز نامدارترین طراح و گرافیست معاصر ما است که در عرصه‌های مختلف ازجمله طراحیِ پرتره و کتاب و پوستر فیلم و نشانه نوشتاری و از این‌دست به‌طور خلاقانه دست داشته و همین است که از او هنرمندی جامع‌الاطراف ساخته است. «ممیز/...» عنوانِ یادنامه‌‌ی زنده‌یاد مرتضی ممیز است که فرزاد ادیبی آن را گرد آورده و اخیرا در شماره 5 «دفترهای تهران»در انتشارات بامداد نو، منتشر شده است. این کتابِ مفصل 412 صفحه‌ای به‌عنوان یک یادنامه درآمده و ادعای شناختنامه ندارد که انتظار جامعیت از آن می‌رود، همچنین زندگینامه‌ ممیز هم نیست، اما تا حدِ قابل قبولی وجوهِ مختلف کار و شخصیت ممیز، را ترسیم می‌کند. در ادامه مروری می‌کنیم بر این کتاب که در شش فصل سعی دارد ممیز و وجه ممیزه مرتضی ممیز را به مخاطب بشناساند.

عطیه تاریخ

یکی از آثاری که روزگار و زندگینامه محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعرا را به‌خوبی روایت می‌کند کتابِ «شاعران آزادی» محمدعلی سپانلو، شاعر و پژوهشگر ادبی است. سپانلو در فصلی از این کتاب روزگار بهار را در زمینه‌ای که او را برساخته است ترسیم می‌کند: شاعری برآمده از دوران مشروطیت که چشم‌اندازی نو پیش‌روی اهل ادب، خاصه شاعران اجتماعی گشود و از نظر سپانلو «نسبت به شاعرانی که طی این هفتصد سال ظاهر شده‌اند فضائل بیشتری» داشته و « به‌تعبیری که می‌توان او را از عطایای تاریخ دانست.

دید و بازدید با آل‌احمد

قریب به یک قرن از برآمدنِ جلال آل‌احمد گذشته است، جلال 11 آذر 1302 در تهران به دنیا آمد و از همان اوانِ نوشتن تا هنوز یکی از چهره‌های جنجال‌برانگیز فرهنگ ما بوده است. جلال در هر اثری که نوشته رَد و نشانی از خود و تجربیاتش برجا گذاشته و در این میان «سنگی بر گوری» جایگاه مهمی دارد.

تاریخ فرودستان

«طهران قدیم» جعفر شهری نه تاریخ فرادستان و حاکمان بلکه تاریخ فرودستان و مردمِ عادیِ کم‌تر دیده‌شده‌ای است که در تاریخ رسمی جایی ندارند. شهری به تاریخ اجتماعی علاقه داشت و دوست داشت بداند که مردمان گذشته چه وضع و حالی داشتند، چه می‌خوردند و چه می‌پوشیدند و چگونه می‌زیستند و کسب‌وکار و دادوستد و معامله و معاشرت و مسکن و مأوا و رفتار و گفتار و عیش و عزا و عادات و آداب و سنن و اعتقادات‌شان چگونه بوده است.

وارث مارکس

زندگی لنین فراز‌‌ و‌ نشیب‌های بسیاری داشته و حیات فکری و زندگی عملی او هم در سنت مارکسیستی حایز اهمیت است و هم در تاریخ قرن بیستم، از این‌رو تاکنون آثار متعددی درباره زندگی و آثار لنین نوشته شده که «لنین و لنینیسم» یکی از این آثار است.