تاریخ فرودستان

در سالمرگ راوی «طهران قدیم»

نیما آصف
1399/09/06

«طهران قدیم» جعفر شهری نه تاریخ فرادستان و حاکمان بلکه تاریخ فرودستان و مردمِ عادیِ کم‌تر دیده‌شده‌ای است که در تاریخ رسمی جایی ندارند. شهری به تاریخ اجتماعی علاقه داشت و دوست داشت بداند که مردمان گذشته چه وضع و حالی داشتند، چه می‌خوردند و چه می‌پوشیدند و چگونه می‌زیستند و کسب‌وکار و دادوستد و معامله و معاشرت و مسکن و مأوا و رفتار و گفتار و عیش و عزا و عادات و آداب و سنن و اعتقادات‌شان چگونه بوده است.

 

»این بنده را نیز قرائت تاریخ از نظر عبرت‌آموزی همواره مورد علاقه بوده لیکن نه از آن جهت که چه کسی خورد و چه کسی برد و قتل و غارت و خونریزی و ستیز که عمر آدمی را ارزش زیاده از آن است که آن را صرف چنین مسائل نماید بلکه از زاویه انسانی و کیفی آنکه مردم قرون و اعصار را شناخته، سر از وضع و زندگی و چگونگی آنان بیرون آورم که متأسفانه هم هرچه در این امور زیادتر کاویده کمتر یافته‌ام.»

(جعفر شهری، طهران قدیم(
 

علاقه شهری به تاریخ اجتماعی سبب شد که او کتاب «طهران قدیم» را در پنج جلد بنویسد. کتاب اولین بار در سال 1357 منتشر شد. شهری در این کتاب فقط به مردم و آنچه به توده و اجتماع و اکثریت ارتباط داشته توجه کرده و به ترسیم اوضاع‌واحوال و کم‌وکیف تهرانِ پنجاه سال پیش از آن دوران پرداخته است. او می‌گوید کتابش مجموعه‌ای مستخرج از دیده‌ها و شنیده‌ها و محفوظات و ملموسات خودش از تهران طفولیت، تهران قبل از ظهور پهلوی است:

»مطالب کتاب موجود ترسیم صحنه‌ها و نمایش احوال و افعال مردم گذشته تهران می‌باشد از خصوصیات و خلقیات و گذران و آداب و عادات و فرهنگ و رسوم و عواطف و روابط و معتقدات و معاش و معاد و آنچه فرد و جماعتی با آن پا به عرصه وجود نهاده به خاک می‌روند، در خاصیت که هرچه اگر خوب و قابل پسند بوده سرمشق و اگر زشت و ناستوده، طرد بشوند و کل تواریخ که به همین خاطر نوشته شده‌اند؛ با این جلب نظر که اگر در این تاریخ مطالب معجب دور از باور به نظر برسد نباید حمل به دروغ و ناممکن گردیده، بلکه باید به عدم ثبات سیاسی مملکت و تغییر و تبدیل‌ها و دگرگونی‌های پی‌درپی حکومت‌ها و همراهشان به‌هم‌ریختگی‌های همه‌جانبه مثل از میان بردن شئون و رسوم و اثر و آثار گذشته و تحمیل فرهنگ و سلیقه، عقیده‌های تازه و در نتیجه بیگانگی نسل کنون با نسل و زمان پیش از خود نگاه بشود.» (شهری، 1371).

«طهران قدیم» مجموعه مفصلی از خصوصیات جغرافیایی، فهرست اماکن، بازار و مشاغل قدیمی، آداب‌ورسوم، انواع سرگرمی، بازی و تفریحات رایج و معرفی انواع غذاها و شیوه آشپزی و همچنین خصوصیات دارویی و پزشکی میوه‌ها و گیاهان خوراکی مورداستفاده مردم تهران در دوره زمانی قاجار و اوایل پهلوی است. شهری به‌واسطه حافظه قدرتمندش تصویری خرده‌نگارانه از تهران یک سده پیش به دست داده است و به این ترتیب می‌توان گفت کتاب او یکی از مهم‌ترین و کامل‌ترین منابع تاریخ اجتماعی تهران به شمار می‌رود.

»شهری به دلیل آشنایی گسترده‌اش با زندگی عامه مردم، وسعت واژگان و تبحر در توصیف مکان‌ها، از جهت نمایش خشونت و تیرگی حاکم بر روابط و افکار انسان‌ها در نظم سنتی و فئودالی موفق است و از‌جمله نویسندگانی است که زندگی در تهران قدیم را در آثارش روایت کرده است.» (میرعابدینی، 1380). شهری از زمان‌هایی می‌گوید که در آن هنوز مردم تقویم تاریخ خود را گرد رخدادهایی بزرگ که اغلب هم از بد حادثه شوم و نکبت‌بار بود سامان می‌دادند و شاخص‌های تاریخشان وقایعی چون «سال قحطی دمپختکی» و «سال مشمشه» بود. محله‌های شهر را هم بناهای شاخص و خانه‌های سرشناس مشخص می‌کرد. شناسنامه‌ای در کار نبود و هرکس نام و کنیه‌ای داشت که تبار یا حرفه یا ویژگی جسمانی‌اش را می‌شناساند.

عباس میلانی در «تجدد و تجددستیزی در ایران»، جعفر شهری را از‌جمله نویسندگان پرقدرتی می‌داند که چون در قالب نویسندگان به‌اصطلاح «نجات‌بخش» نمی‌گنجد که رشادت‌های سیاسی به خرج داده باشد، از رده خارج شده و آثارش ناشناخته مانده است. او دو کتاب «شکر تلخ» و «تهران قدیم» را مصداق این سرنوشت زیان‌بار دانسته است. او هر دو کتاب را نوعی «دانشنامه فرهنگ و زبان عامیانه مردم تهران» در آغاز سده بیستم دانسته است. از این حیث، او ارج این دو کتاب را در حد «امثال و حکم» دهخدا دانسته است:

»آنچه رستم‌التواریخ برای دوره مهمی از تاریخ و عقایدالنساء، در سطحی محدودتر، برای زمانی دیگر انجام داده، شهری برای تهرانِ آغاز قرن بیستم به انجام رسانده است. صفحات دو کتاب پر از اصطلاحات و ضرب‌المثل‌ها و عقاید و خرافات و رسوم مردم تهران است، از آیین عروسی گرفته تا مناسک پهلوانی؛ از نحوه ورود به گرمخانه تا جزئیات طلسم شمامه و رمامه؛ از قسمت حمام و یک‌دست چلوکباب و آداب اجاره‌نشینی تا رواج امردبازی؛ از آیین عرق‌خوری تا چگونگی سفر؛ از اصطلاحات بنایی و رمالی و درویشی و کفاشی تا فحش‌های زنانه و مردانه؛ از ریزه‌کاری‌ها زفت‌اندازی کچل‌ها تا عرصه‌های آشکار و پنهان روابط جنسی. و بی‌اغراق صدها جنبه جالب فرهنگی عامیانه را می‌توان در این کتاب سراغ کرد.» (میلانی، 1387).

میلانی می‌گوید «طهران قدیم» و «شکر تلخ»، مشهورترین رمانِ جعفر شهری، از جنبه دیگری هم حائز اهمیت‌اند و آن اینکه شهری در آن‌ها راوی تجربه تجدد و نقاد ارزش‌ها و ساخت‌های سنتی تهران در آغاز قرن بیستم است. دو کتاب او با هم رابطه‌ای تنگاتنگ دارند. یکی نما و ساختار تهران قدیم را نشان‌ می‌دهد و دیگری روایت زندگی مردمانی است که در گوشه‌کنار این شهر می‌زیستند.

«طهران قدیم» نوعی تک‌نگاری تاریخی است که در آن نشانی از شکل تحقیقاتی جدید نمی‌بینیم و این یکی می‌تواند یکی از نقدهای وارد شده به کار شهری باشد. «این کتاب گشت‌و‌گذاری است در یک دکان سمساری پر از عتیقه‌های دیدنی و پراهمیت که بی‌هیچ نظم و ترتیبی در کنار هم قرار گرفته‌اند. می‌توان در هر صفحه‌ای از کتاب جداگانه درنگ کرد و لذت برد و در عین‌حال دریغ خورد که اگر نظمی بیشتر در کار بود، بهره بیشتری می‌توانستیم گرفت» (میلانی، 1387). ریشه این دوپارگی را هم باید در ساخت دیرپا و پرقدرت سنت سراغ کرد و هم در ویژگی تجربه تجدد در ایران. کتاب شهری روایت جامعه‌ای است که انگار به دام تجدد افتاده است و از آن گریزی نمی‌بیند، اما از شناخت چندوچون آن نیز ناتوان است. به عبارتی، شهری تب‌وتاب جامعه‌ای را وصف می‌کند که به زور به راه تجدد گام گذاشته، برخی از نماهای آن را برگرفته، اما نه از این نماها شناختی کافی دارد و نه اسباب کافی برای رویارویی با آن.

 

منابع:

- طهران قدیم، جعفر شهری، (1371)، تهران، نشر معین، چاپ سوم، 1371.

- تجدد و تجددستیزی در ایران: مجموعه مقالات، عباس میلانی، (1387)، تهران، نشر اختران، چاپ هفتم، 1387.

- صد سال داستان‌نویسی ایران (جلد اول و دوم)، حسن میرعابدینی، (1380)، تهران، نشر چشمه، چاپ دوم.

 


طهران قدیم جعفر شهری عباس میلانی تاریخ خرد تاریخ شفاهی شکر تلخ

دیگر مطالب نقد کتاب

معرکه ضیاء صدقی

از میانِ پروژه‌های تاریخ شفاهی که به تاریخ معاصر ایران پرداخته‌اند، تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد شهرت و اهمیتِ بسیاری دارد. جدا از اهمیتِ تاریخی شخصیت‌هایی که با آنان مصاحبه شده است، کار یکی از مصاحبه‌گران این پروژه، ضیاء صدقی هم قابل توجه است که با تسلط و دقت بسیار این پروژه را به سرانجام رساند. ضیاء صدقی که دیگران را روایت می‌کرد، این بار در کتابِ «برگ‌هایی از خاطرات من» نوشته همایون کاتوزیان خود به دامِ روایت افتاده است. همایون کاتوزیان در این کتاب به یاد ضیاء صدقی و پروژه تاریخ شفاهی هاروارد، یادداشتی نوشته است که محور آن شخصیت صدقی است، مصاحبه‌گری که سال‌ها در پروژه تاریخ شفاهی خود در دانشگاه هاروارد در مصاحبه‌های مفصلش، از دیگران، شخصیت و خاطرات‌شان نوشته بود. آن‌طور که از عنوان کتابِ کاتوزیان برمی‌آید این کتاب مجموعه‌ای است از رخدادهای گوناگون در زندگیِ او که به مناسبت‌های مختلف در نشریات منتشر شده و اینک در قالب کتابِ  «برگ‌هایی از خاطرات من» در نشر مرکز گرد آمده است. چنان‌که خودِ همایون کاتوزیان نیز اشاره می‌کند هیچ‌یک از این خاطرات و وقایع‌نگاری‌ها مختص زندگی خصوصی او نیست، و با اینکه هریک از این خاطره‌ها‌ یا تجربه زیسته او مرتبط‌اند، با تاریخِ معاصر یک ملت نیز پیوند دارند. از میان این خاطرات، مروری می‌کنیم بر یادداشتی که او درباره ضیاء صدقی نوشته است، که در این یادداشت به قولِ معروف خیاط در کوزه افتاده است، این بار با یادی خیر از او.


سیمای احمدشاه قاجار

احمدشاه قاجار در نهم اسفند ۱۳۰۸، به دلیل بیماری ورم کلیه در شهر کوچکی در حومه پاریس درگذشت. شاه هنگام مرگ ۳۳ ساله بود او در تبعید مرد. سه سال قبل از مرگ از سلطنت خلع شده و رضاشاه ‌جای او به تخت سلطنت تکیه زده بود. برکناری و تبعید و مرگ نابهنگام احمدشاه در غربت از او چهره یک شاه مظلوم ساخت. به‌خصوص اینکه جانشینش رضاشاه، به‌رغم پیشبرد پروژه مدرنیزاسیون در ایران، استبداد پدربزرگ‌های احمدشاه را دوباره از نو و این بار مجهز به ارتش و دستگاه سرکوب قوی نوسازی کرد. وقتی رضاشاه در اوج استبداد سقوط کرد و فضای سیاسی پس از رفتنش گشوده شد، برخی مخالفان حکومت پهلوی، به استناد برخی روایت‌های تاریخی از احمدشاه چهره یک شاه دموکرات‌منش، مشروطه‌خواه و اصیل ساختند که به دلیل مخالفتش با قرارداد استعماری ۱۹۱۹ و ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی‌های رضاخان، با اشاره انگلیسی‌ها از سلطنت خلع شده و سقوط او، یک فرصت تاریخی برای برقراری حکومت مشروطه را از بین برده است. اما آیا این فرضیه‌ها درباره احمدشاه درست بود؟ جواد شیخ‌الاسلامی در کتاب مهمش‌، «سیمای احمدشاه قاجار» (نشر ماهی، چاپ اول ۱۳۹۲) به استناد اسناد و مدارک تاریخی تلاش کرد روایت‌های مدافع احمدشاه در تاریخ را زیر سؤال ببرد و به قول خودش «افسانۀ مظلومیت احمدشاه را که نزد بسیاری به واقعیت تاریخی بدل شده، پایان دهد».


آدم سیاسی نبوده‌ام

کتابِ «گفت‌وگو با عباس کیارستمی» تنها چند ماه پس از مرگِ ناگهانی عباس کیارستمی آماده انتشار شد. این کتاب سه بخش مفصل دارد که به زندگی هنری کیارستمی می‌پردازد و در خلالِ گفت‌وگوها به زندگی و افکار این هنرمند هم نقب می‌زند. یک: تصویر، فیلم و عکاسی. دو: تولد و خانواده، دوران کودکی و مدرسه، علاقه به فیلم، شعر و سینما و موسیقی، فیلم‌سازی در ایران و خارج از کشور، گرایش به سینما و ... . سه: فیلم‌شناسی، فیلم کوتاه، بلند و بعد هم کتاب‌شناسی، نمایه و اشخاص. عباس کیارستمی بیش از هر چیز به فیلم‌سازی‌اش معروف است و بدیهی است که عمده بحث‌های کتاب پیرامون فیلم و تصویر و سینمای او باشد. «می‌گویند که در آغاز کلمه بود، اما برای من، آغاز همیشه با یک تصویر است. وقتی درباره یک گفت‌وگو فکر می‌کنم، همیشه اول تصویری از آن به خاطرم می‌آید. و چیزی که در عکاسی خیلی دوست دارم، ثبت یک لحظه واحد است: لحظه‌ای کاملا زودگذر و فرّار. شما عکس را می‌گیرید و ثانیه‌ای بعد همه‌ چیز تغییر کرده.» برای کیارستمی همه چیز از تصویر آغاز می‌شود و همین است که حجمِ بیشتر کتاب به موضوع سینما اختصاص دارد و بحثِ سینمای بدنه و سینمای مستقل، وضعیت سینماگران مستقل که کیارستمی از این گروه است و سینمای موج نو و فیلم‌هایی که کیارستمی ساخته است. در یکی از بخش‌های جالب‌توجه و متفاوتِ کتاب، کیارستمی درباره سیاست و نفت و تاریخ ایران می‌گوید و اینکه هرگز آدم سیاسی نبوده است.


سرد سبز

از فروغ فرخزاد تصویری یکدست در دست نیست که همه بتوانند به آن استناد کنند و زندگینامه‌ای از او را بخوانند که همه واقعیتِ او باشد. جایگاه فروغ در شعر معاصر ایران و نیز شخصیت منحصربه‌فردش همواره مورد بحث‌های بسیاری بوده است. طرفداران فروغ در ساختن اسطوره او از هیچ کوششی دریغ نکرده‌ و بسیاری حسرتِ فروغ بودن در سر پرورانده‌اند. البته فروغ مخالفان سرسختی هم دارد که از همان ابتدا به انتقاد از او و شعرش برخاستند و به خاطر برخی اظهارنظرها و نوع زندگی شخصی‌اش نکوهش کرده‌اند. از میان روایت‌هایی که از زندگیِ فروغ فرخزاد وجود دارد یکی روایتِ ناصر صفاریان است در فیلمِ مستند «سه‌گانۀ فروغ فرخزاد» که متنِ گفت‌وگوهایش را در کتابی به نام «آیه‌های آه» در نشر نو منتشر کرده و مقدمه‌ای بر آن نوشته است درباره چندوچون ساخت آن مستند و شکل‌گیری زندگینامه‌ای مستند از فروغ. صفاریان در مقدمه کتاب می‌نویسد سعی داشته است تا به قول خودش فروغ را آدمی‌زاده‌ای تصویر کند مثل همه آدمیان، با خوبی‌ها و بدی‌های انسانی. نه مثل بت و شکل اسطوره‌ای دور از ذهن و نه معصومی دوردست که انسانی با همه وجوه انسانی‌اش. در اینجا با مروری بر مباحثِ کتاب به بخش ناگفته‌ای از کودکی و روحیات فروغ می‌پردازیم که در این کتاب در گفت‌وگو با بتول وزیری‌تبار (مادر فروغ) به آن اشاره شده است. و البته کتاب گفت‌وگوهای خواندنی دیگری نیز دارد که تمامِ زوایا و زندگیِ فروغ را در معرضِ دید می‌آورد: از زندگی و شخصیت و احوالاتِ فروغ تا کارنامه کاری و شعری این شاعر نوگرا.


مشروحه‌ای درباره مصدق

نامِ علی‌اكبر دهخدا شايد بيش از همه با لغت‌نامه مشهورش پيوند خورده باشد چراكه شنيدن نام دهخدا ما را بيش از همه به ياد اين دستاورد فرهنگی او مي‌اندازد. اما اگر از سترگی كار دهخدا كه يك‌تَنه به‌اندازه يك فرهنگستان كار كرد و بابتش ديناری هم نگرفت بگذريم، بايد يادآوری كنيم كه دهخدا زماني كه در اواخر عمرش ناگزير خانه‌نشين شده بود تأليف لغت‌نامه‌اش را به انجام رساند. شايد به دليل اهميت و سترگی اين كار دهخدا، بر اهميتِ آثار ديگر او ازجمله «چرند و پرند» كه ابتدا در روزنامه «صوراسرافیل» در دوران مشروطه منتشر شد، كمتر تأكيد شده است. از آن مهم‌تر، شخصيتِ سياسی و خلق‌وخوی دهخداست كه در سايه مانده و انتشار «نامه‌های سياسی دهخدا» از اين منظر دارای اهميت بسيار است كه بخشی از زندگی و زمانه او را بازتاب مي‌دهد. اين كتاب آن مقدار از نامه‌هاي دهخدا را در برمی‌گیرد كه جنبه سياسی و اجتماعی دارند و ازجمله آن‌ها، نامه‌هايی است كه دهخدا در مورد وقايع شهريور 1320 نوشته است كه در ادامه به بازخوانی اين دو نامه خواهيم پرداخت و در ضمن مروری خواهيم داشت بر كتابِ «نامه‌های سياسی دهخدا» كه به كوشش ايرج افشار در نشر روزبهان منتشر شده است.


داستایفسکی و جنگل ناشناخته‌ها

فیودور داستایفسکی در یازدهم نوامبر 1821 در مسکو متولد شد در طول شصت سال زندگی‌اش، تا بیست‌وهشتم ژانویه 1881، نه‌فقط به یکی از مهم‌ترین چهره‌های ادبیات روسیه بلکه به قله‌ای در ادبیات جهانی بدل شد. داستایفسکی در شمار آن دسته از نویسندگانی است که در سال‌های حیاتش به شهرتی عام دست یافت و یکی از نشانه‌های این شهرت را می‌توان در تعداد نامه‌هایی دید که از گوشه‌وکنار به دستش می‌رسید. خوانندگان داستایفسکی بخش‌هایی مختلف از جامعه بودند و مثلا یک یهودی که از بانک سرقت کرده بود تا خرج درمان نامزد مسلولش را بپردازد از زندان نامه‌های طولانی برای داستایفسکی می‌نوشت؛ او میان خود و راسکولنیکف شباهت‌های زیادی می‌دید و در نامه‌هایش از انگیز‌ه‌های سرقتش نوشته بود و همچنین از مسائل یهودیان. جالب اینکه داستایفسکی نیز تا جای ممکن به نامه‌هایی که از آدم‌های معمولی ناشناس به دستش می‌رسید پاسخ می‌داد. داستایفسکی به جایگاهی فراتر از یک داستان‌نویس رسیده بود و مرجع تعداد زیادی از خوانندگانش بود. امروز نیز او همچنان به‌عنوان مرجعی در ادبیات جهانی شناخته می‌شود و آثارش بخشی مهم از میراث فرهنگی بشری است.


زندگینامه یک جلاد

«مرگ کسب و کار من است» اثرِ خواندنی روبر مرل که چندی پیش در نشر نگاه بازنشر شد، از جذاب‌ترین و خواندنی‌ترین زندگینامه‌هایی است که تاکنون خوانده‌اید. جذابیتِ این اثر سوای تبحر روبر مرل در داستان‌نویسی به این دلیل هم است که احمد شاملو، شاعر مطرح کشورمان این کتاب را انتخاب و ترجمه کرده است و از معدود ترجمه‌های این شاعر است که جز شعر دستی هم در روزنامه‌نگاری و داستان‌نویسی و نمایشنامه‌نویسی و ترجمه نیز داشته است و از میانِ ترجمه‌های او «مرگ کسب و کار من است» روبر مرل با مقدمه‌ای از شاملو همراه شده است، رمانی که شاملو آن را «زندگینامه یک جلادِ مدرن» می‌خواند.