مورد شگفت‌انگیز مصاحبه جواهر لعل نهرو با مجله پلی بوی

1400/03/04

ماجرا به سال 1963 بازمی‌گردد، نهرو شانزده‌سال با مجاهدتی سبکسرانه خود را نخست‌وزیر هندوستان نگه داشته بود. در شرایطی که هندوستان تازه به استقلال رسیده می‌کوشید روی پاهای خود بایستد، نهرو از خود پرتره‌ای از یک «سیاستمدار ضایع» به تصویر کشیده بود. رابطه نزدیکش با بریتانیای در حال پیشروی چیزی نبود که کسی از آن بی‌خبر باشد. بریتانیایی‌ها بخشی از فرهنگ و موجودیت خود را در سرزمین هندی‌ها بر جای گذاشته بودند، فرهنگ که علم آن را نهرو به دوش می‌کشید. دشوار بود که زندگی مجلل او، به‌مثابه رهبر کشوری تازه بیرون‌آمده از تلاطمات استقلال، چشم را نزند. از این‌رو مجله «پلی بوی» درخواست مصاحبه‌ای اختصاصی کرد. اکتبر 1963 این مجله، مصاحبه‌ای بلندبالا با نهرو منتشر کرد که در آن درباره همه‌چیز، از سیاست‌های جنگ سرد، سلاح هسته‌ای، دموکراسی و ارتباطات گرفته تا جمعیت در حال انفجار هند، صحبت شده بود. خب از آنجا که یک طرف صحبت نهرو بود بحث و جدل‌ها بالا می‌گرفت، و بدیهی است که چنین هم شد.

 

در آن زمان توزیع مجله «پلی بوی» در هند ممنوع بود

مصاحبه منتشر شد و اسم نهرو روی جلد نقش بست. تیتر مصاحبه از این قرار بود: «گفتگویی بی‌پرده با معمار هند مدرن». از آنجا که در آن زمان «پلی بوی» در هند ممنوع بود، مردم مجله را به‌صورت قاچاقی به قیمت 30 برابر قیمت روی جلد خریداری کردند. مصاحبه به‌شدت خوانده شد.

 

 سفارت هند گفته چنین مصاحبه‌ای اصلاً انجام نشده است

در همان شماره‌ای که مصاحبه نهرو منتشر شد، در صفحه سوم و در یادداشت سردبیر آمده بود: «پس از انتشار مجله ما نامه‌ی سفارت هندوستان در واشینگتن به دست ما رسیده است مبنی بر اینکه مصاحبه ما با نخست‌وزیر نهرو در واقع نتیجه یک گفتگوی اختصاصی و شخصی با رئیس دولت هندوستان نبوده است، بلکه صرفاً حاصل‌ جمع‌آوری اظهارنظرهای علنی نخست‌وزیر در جریان سخنرانی‌ها و موضع‌گیری‌های متعدد در جریان سال‌های گذشته بوده است.» آیا با تأخیر به این نتیجه رسیدند که «مصاحبه نباید منتشر می‌شده است؟» آیا دولت هند فکر می‌کرد نهرو پس از چنین مصاحبۀ قدرتمندی هدف حملات قرار می‌گیرد؟ خب، هیچ‌وقت نخواهیم دانست. اما حقیقتی که کماکان پابرجا مانده این است که سفارت هندوستان هرگز این مصاحبه را به‌عنوان یک گفتگوی حضوری به رسمیت نشناخت. می‌گویند هرگز چنین مصاحبه‌ای انجام نشده و خبرنگار مربوطه سخنرانی‌های نهرو را در گذر زمان جمع کرده و طوری کنار هم گذاشته که شبیه به یک مصاحبه باشد.

 

«پلی بوی» می‌گوید مصاحبه انجام شده است

سردبیر «پلی‌بوی» پس از انتشار توضیحات سفارت هند، آتش مقابل را به راه انداخت و نوشت: «مفاد مصاحبه با نهرو توسط یک ژورنالیست بسیار مشهور که در گذشته بی‌شمار مصاحبه مشابه با چهره‌های مشهور در سراسر جهان انجام داده به دست ما رسید، و به‌عنوان یک مصاحبه مجزا به ما فروخته شد، روی نوار ضبط‌شده و به‌همراه عکس‌های نخست‌وزیر و ژورنالیست در کنار یکدیگر به ما تحویل داده شد. هیچ دلیلی برای تردید در اعتبار آن وجود نداشت و ما نیز متعاقباً با حسن‌نیت به انتشار آن مبادرت ورزیدیم.» مجله «پلی بوی» به‌روشنی خاطرنشان کرد که تصاویر و نوار ضبط‌شده وجود دارد که ثابت می‌کند مصاحبه واقعاً انجام شده است.

 

دیگر حرفی از مصاحبه زده نشد

سفارت هندوستان کماکان مواضع تحریریه «پلی بوی» را زیر سؤال برد و از تأیید اصالت مصاحبه خودداری کرد. «پلی بوی» با این جملات یادداشت سردبیر خود در پاسخ به ادعای هند را به پایان برد: «تکذیبیه رسمی دولت هندوستان باید مورد احترام قرار گیرد، و از آنجا که تلاش ما برای دسترسی به مصاحبه‌کننده برای شفاف‌سازی بیشتر ناموفق بوده ‌است، تحریریه لازم می‌داند که این توضیحات منتشر شود.» «پلی بوی» گفت آن‌ها هرگز دسترسی به مصاحبه‌کننده پیدا نکردند، شاید هم نخواستند پیدا کنند. شاید «پلی بوی» که هنوز مجله‌ای نوپا بود نمی‌خواست وارد عکس‌العمل های سیاسی شود. شاید نمی‌خواستند صداقت تحریریه‌شان زیر سؤال رود. اما مصاحبه واقعاً اتفاق افتاده است و سفری است به اعماق ذهن یکی از سرشناس‌ترین رهبران هند.

 

تاریخچه مجله‌ای که جنجال سیاسی به راه انداخت

«پلی‌بوی» مجله‌ای است برای بزرگسالان به‌خصوص مردان که تصاویر مدل‌های تمام و نیمه‌برهنه زنان را بر روی جلد و همین‌طور در صفحاتش چاپ می‌کند. این مجله موافقان و مخالفان خود را دارد. از سویی بسیاری معتقدند که «پلی‌بوی» اثرات مثبتی بر جامعه مدرن امروزی گذاشته و از سوی دیگر برخی مدعی هستند که این مجموعه با شی‌ءانگاری زنان کسب شهرت و درآمد کرده است. بنیانگذار آن، هیو هفنر، در سال ۱۹۲۶ در شهر شیکاگو از پدر و مادری اروپایی‌تبار متولد شد و سال 2017 در نودویک سالگی درگذشت. وی در زمان تحصیل در دبیرستان، شاگردی خجالتی و در عین حال بسیار باهوش و برجسته بود که به خلق آثار کارتونی علاقه داشت. وی پس از اتمام تحصیلاتش، به کار در مجلات محلی در شیکاگو پرداخت و پس از تلاش‌های بسیار برای وارد شدن به دنیای تجارت سرانجام در سال ۱۹۵۳ موفق شد اولین نسخه مجله «پلی‌بوی» را منتشر کند. او برای راه‌اندازی این مجموعه حدود ۸۰۰۰ دلار از ۴۵ سرمایه‌گذار جمع‌آوری کرد که ۱۰۰۰ دلار آن متعلق به مادرش بود.

نسخه اول این مجله در آشپزخانه منزلش و با تصویر مرلین مونرو، بازیگر، مدل و خواننده افسانه‌ای آمریکایی بر روی جلد آن چاپ شد. اولین نسخه این مجله با بیش از ۵۴ هزار کپی به فروش رسید. گرچه وی گمان نمی‌برد که کارش مورد توجه واقع شود، اما این مجله به‌سرعت رشد کرد و در فهرست پرفروش‌ترین مجلات جهان قرار گرفت. برخی از شماره‌های این مجله در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی تا نزدیک به ۸ میلیون نسخه به فروش رسید. این مجله که در حدود ۵۰ کشور جهان منتشر می‌شود از مدل‌های محلی استفاده کرده و در هر کشوری براساس قوانین همان کشور مطالب خود را انتخاب و منتشر می‌کند. در اکتبر ۲۰۱۵ مسئولان این مجموعه اعلام کردند که دیگر به انتشار عکس‌های تمام‌برهنه زنان نمی‌پردازد. بسیاری این حرکت «پلی‌بوی» را در راستای مخالفت فمینیست‌هایی دانستند که به شی‌ءانگاری زنان اعتراض داشتند. با این حال، این مجله همچنان با انتشار عکس‌های فریبنده از زنان، مشتریان و علاقه‌مندان خود، به‌خصوص مردان را دارد. این مجله در سال ۲۰۱۷ این دستورالعمل را حذف و اعلام کرد که به روال سابق خود باز خواهد گشت. هیو هفنر با مدل‌های مجلاتش دوست می‌شد و با آن‌ها ازدواج می‌کرد و اواخر عمر مهمانی‌های بزرگ در ویلای عظیم خود در لس‌آنجلس ترتیب می‌داد. او ادعا می‌کرد با بیش از هزار زن رابطه داشته است. او بارها به اتهام مستهجن بودن مجله به دادگاه احضار شده و برای دفاع از خود مبارزه کرده است.

 

منابع:یک ، دو

 

جواهر لعل نهرو مصاحبه با لعل نهرو مجله پلی بوی

دیگر مطالب تاریخ شفاهی

با یک مملکت دشمن چه کنم

کوتاه‌ترین دوران سلطنت قاجار به محمدعلی شاه قاجار اختصاص دارد. او که در سی‌وپنج سالگی جانشین پدرش شده بود بیشتر از سی ماه و اندی سلطنت نکرد اما در همین دوران کوتاه نیز مسائل بسیاری برای مردم ایران به وجود آورد. او از آغاز مخالف مشروطیت بود و این مخالفت در نخستین اقدام رسمی او پس از نشستن به تخت سلطنت در مراسم تاجگذاری‌اش آشکار شد. او به جز روحانیان عالی‌رتبه و اعضایی از مجلس که با قاجار خویشاوندی داشتند، بقیه نمایندگان را به مراسم دعوت نکرد و سپس حکام مستبدی برای ایالت‌های مختلف منصوب کرد و تلاش کرد انجمن تبریز را تعطیل کند. فرازوفرودهای جنبش مشروطیت در نهایت به فتح تهران و تسلیم شدن محمدعلی شاه انجامید. او پس از فتح تهران همان کاری را کرد که در دوران قاجار به مسئله‌ای برای حکومت بدل شده بود: به سفارت روسیه پناه برد.


ادوارد براون و میل به سیاحت

ادوارد براون از مهم‌ترین ایران‌شناسان و مستشرقان بریتانیایی است که در سال 1862 متولد شد و در ژانویه 1926 از دنیا رفت. براون آثار متعددی درباره ادبیات و تاریخ ایران نوشته که برخی از آنها به گواه چهره‌های مهم ادبی و تاریخی ایران آثاری حائز اهمیت‌ و جریان‌سازند. اینکه توجه براون چگونه به شرق و ایران جلب شد، حکایتی خواندنی است که خود او در برخی آثارش آن را شرح داده است؛ سرگذشت براون با جهان شرق پیوند نمی‌خورد اگر در اوایل جوانی او جنگی در این سوی جهان رخ نمی‌داد. براون چهره‌ای است که به واسطه فعالیت‌ها و آثارش بسیار ستایش شده اما در سوی دیگر، نگاهی منفی نیز نسبت به او وجود داشته است اگرچه ستایش از براون همواره دست بالا را داشته است.  انگلیسی بودن براون به‌خصوص در دوره‌ای كه انگلستان قدرت استعماري مهم جهان به شمار مي‌رفت و نيز برخي ارتباطات او  باعث شکل‌گیری نوعی نگاه منفی به او شده بود.


تاریخ یک غیاب

صادق چوبک از مهم‌ترین داستان‌نویسان معاصر فارسی است که در آثارش تصویری صریح از محرومیت‌ها و نابرابری‌ها و طردشدگی به دست داده است. آدم‌های قصه‌های چوبک طردشدگان و در حاشیه ماندگانی هستند که از مرکز به بیرون پرتاب شده‌اند. چوبک اساساً با حاشیه پیوند داشته است. او خود در تمام عمرش به شکلی خودخواسته در حاشیه بود. اگر اغلب داستان‌نویسان معاصر ایران، بیرون از عرصه داستان‌نویسی در جریان‌های روشنفکری و اجتماعی نیز حضوری پررنگ داشتند، چوبک همواره با غیابش در این عرصه‌ها شناخته می‌شود. چوبک تقریباً در تمام محفل‌های ادبی، جلسات حزبی، مراسم‌های شعر و داستان‌خوانی و... غایب بوده است. او حتی در کانون نویسندگان ایران نیز حضور نداشت. این ویژگی خاص و متمایز چوبک بود که او در داستان‌هایش آشکارا علیه وضعیت موجود موضع داشت اما انگار چیزی بیرون از ادبیات برای او وجود نداشت. سیاست و اجتماع و تاریخ و مبارزه همه در داستان برایش معنا داشتند. چوبک جمع‌گریز و تودار بود و هیچ‌وقت دوست نداشت درباره هیچ چیزی مصاحبه کند و می‌توان گفت امروز به جز داستان‌هایش هیچ چیز دیگری از او به جا نمانده است. از این نظر ترسیم سیمای چوبک و سیر زندگی‌اش کاری است دشوار و در مواقعی محال. چوبک در 14 تیرماه 1295 متولد شد و در 13 تیر 1377 درگذشت.


سیر ناگهانیِ کودکی به پیری

سهراب شهیدثالث، کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس، مترجم و تدوین‌گر سینما بود که در هفتم تیرماه 1323 در تهران متولد شد و در دهم تیرماه 1377 در آمریکا از دنیا رفت. شهیدثالث به‌عنوان یکی از آغازگران سینمای موج نوی سینمای ایران شناخته می‌شود و در میان این نسل نیز چهره‌ای متمایز به شمار می‌رود. شهیدثالث از معدود فیلم‌سازان ایرانی است که در مهاجرت جایگاهی تثبیت‌شده داشت و توانست تعداد زیادی از فیلم‌هایش را با سرمایه خارجی تولید کند. او فیلم‌سازی با عقاید روشن سیاسی بود و در همه عمرش چه در زندگی و چه در آثارش به مبارزه علیه سرمایه‌داری اعتقاد داشت.


شب دشنه‌های بلند

تاريخ جهان، ‌لحظاتِ مرگبار و خشن، كَم به خود نديده است اما دورانِ حكومت نازی و فاشيسمِ هيتلری در آلمان، در اين ميان زبانزد است. يكي از اين دقايقِ مرگبار تاريخي در روز 30 ژوئنِ 1934 به وقوع پیوست كه به «شب‌ دشنه‌هاي بلند» معروف شد. در اين پاكسازی سياسی كه از آن با عنوانِ «كودتاي روهم» هم ياد مي‌شود، ارنست روهم، از یاران قدیم هیتلر و مخالفِ امروز همراه دیگر دشمنانِ هيتلر كه به چهارصد تَن مي‌رسند، با شليك گلوله كشته شدند و به اين ترتيب هيتلر با اين كشتار، 30 ژوئن را به يكي از سياه‌ترين روزهای تاريخ بدل كرد.


زنده باد مشروطه

چند ماه پس از ترور نافرجام محمدعلی‌شاه قاجار، در دوم تیرماه سال 1287 خورشیدی، نیروهای قزاق روسی به فرماندهی کلنل ولادیمیر لیاخوف و به دستور محمدعلی‌شاه، مجلس شورای ملی را به توپ بستند. بعد از این واقعه برخی از سران مشروطه‌خواه مانند میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل، دستگیر و به باغ‌شاه شدند و در آن‌جا به طرز دردناکی به قتل رسیدند. این واقعه تلخ و قتلِ جهانگیر خان چنان در تاریخ معاصر ما اهمیت یافته که به ادبیات ما هم راه یافته است. رمانِ «شکوفه‌های عناب» نوشته رضا جولایی سراغ قتل فجیع جهانگیر خان، روزنامه‌نگار آزادی‌خواه رفته و روایتی از سرنوشتِ دردناک او به دست می‌دهد. گرچه نویسنده در رمان‌هایش به واقعیتِ این برهه تاریخی پایبند است اما بار قصه روی شخصیت‌هایی است که در واقعیت تاریخی حضور ندارند و زاده تخیل نویسنده‌اند. در سالگرد قتل میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل، از خلالِ ادبیات و  بازخوانیِ اسناد و نوشته‌های تاریخی مانده از آن دوران، نیم‌نگاهی به این واقعه داریم.


سلام شکستگان سال‌های سیاه

سعید سلطان‌پور، نمایش‌نامه‌نویس،‌ کارگردان تئاتر و شاعری بود که در کانون نویسندگان ایران عضویت داشت و در همه سال‌های فعالیتش برای آزادی اندیشه و آزادی قلم مبارزه کرد. سلطان‌پور در هر سه دهه چهل، پنجاه و شصت، نامی نمادین در هنر و ادبیات ایران به شمار می‌رود و شعر و تئاترش در پیوند با اجتماع و زمانه‌اش قرار داشت. او در دهه چهل به عرصه رسید، در دهه پنجاه به یکی از چهره‌های نمادین عصیان بدل شد و سرانجام در روزهای آغازین سال شصت خاموش شد. یکی از نقاط عطف ادبیات ایران در دهه پنجاه، شب‌های شعرخوانی سال 56 است که به ده ‌شب مشهور است. اگرچه این ده شب اتفاقی مهم در تاریخ ادبیات و روشنفکری ایران دوران معاصر به شمار می‌رود، اما در دل همین اتفاق، حادثه دیگری هم می‌توان ردیابی کرد و آن شعرخوانی سلطان‌پور در یکی از این شب‌ها بود. حادثه‌ای که هم مخاطبان و هم برگزارکنندگانِ شب‌های شعر را غافلگیر کرد و روایت‌های مختلفی درباره آن ارائه شده است.