آیا سایه‌نویسی کاری اخلاقی‌ است؟

1399/09/01
سایه‌نویسی با سرقت ادبی فرق می‌کند. اگر معلوم باشد که ایده‌ مؤلف کجا تمام می‌شود و کار سایه‌نویس از کجا شروع می‌شود، می‌توان به یک قرارداد اخلاقی برای پروژه سایه‌نویسی رسید.

از نقطه‌نظر یک سایه‌نویس این مطلب را می‌خوانید یا کسی که به دنبال استخدام یک سایه‌نویس است؟ اگر خودتان کار سایه‌نویسی کرده باشید، یا موقعیتی پیش آمده باشد که به جای دیگری محتوایی را تولید کرده باشید حتما، با این لحظه مکث پیش از اینکه پروژه‌تان را برای کسی شرح دهید آشنا هستید. آیا مورد قضاوت شنونده‌تان قرار خواهید گرفت؟ یا برعکس پس از بستن قراردادی با یک سایه‌نویس، پیش خودتان برای لحظاتی فکر کرده‌اید که آیا قراردادی که امضا کردم کاری اخلاقی بود؟

از اینکه بدانید آدم‌های بسیاری با لحظات مشابهی روبه‌رو شده‌اند، تعجب می‌کنید. در مطلب پیشین به انواع مختلف سایه‌نویسی اشاره‌ کردیم، بد نیست که بدانیم جواب به سؤال این متن به محتوای قراردادی که امضا می‌کنید بستگی دارد. آیا قراردادی که امضا کرده‌اید برای نوشتن متنی خلاقه‌ است که سایه‌نویس قرار است تمام محتوای آن را تولید کند؟ چیزی شبیه یک رمان یا یک داستان کوتاه؟ یا رساله‌ای برای دانشگاهتان که در آن قرار است سایه‌نویس برای شما تزی تولید کند و با مقدمه و مؤخره‌ به شما تحویل دهد؟ یا اینکه محتوایی در اختیار سایه‌نویسان قرار داده‌اید و او طبق قرارداد موظف است که سخنرانی شما و یا محتوای شبکه اجتماعی‌تان را بنویسد؟ و یا داستان زندگی‌تان را برای سایه‌نویس‌ بازگو کرده‌اید و او قرار است محتوایی که در اختیارش را گذاشته‌اید با سبک و سیاق کلام شما تبدیل به کتابی جذاب و خواندنی کند؟

نویسندگان معتقدند سایه‌نویسی با سرقت ادبی فرق می‌کند. اما در سطح جهانی هم کسانی که با سایه‌نویسی متون دانشگاهی موافق باشند بسیار کم‌ هستند. اگرچه شما در راستای تولید محتوای تز رساله‌تان ممکن است پول خوبی به سایه‌نویس داده باشید، اما در حوزه دانشگاهی اگرچه اثبات این امر بسیار سخت است، اما در صورت اثبات در بسیاری از دانشگاه‌های غرب با این پدیده هم‌رده سرقت ادبی و یا (plagiarism) برخورد می‌شود. ممکن است نهایتا منجر به اخراج شما از دانشگاه شده، پایان تلخی برای حرفه و وجهه دانشگاهی‌تان محسوب شود. فارغ از برخورد سیستماتیک که ممکن است با شما بشود یا نه، بسیاری معتقدند که سایه‌نویسی در پروژه‌های دانشگاهی برای سایه‌نویسان هم ‌کاری غیراخلاقی و غیرحرفه‌ای‌ست. چرا‌که شما در‌واقع با امضا کردن قرارداد تضمینی به ناآگاهی طرف قرارداد به موضوع رساله نیز می‌دهید، چیزی که ضمانت آن باید برعهده دانشگاه باشد، نه نویسندگان.

اگرچه سایه‌نویسی سرقت ادبی محسوب نمی‌شود، اما آیا تولید محتوای ادبی خلاقه (Fictional) هم از همین شعار پیروی می‌کند؟ لیا مک‌سلین، سایه‌نویس جوان، در وب‌سایتش در جواب به این سؤال می‌نویسد که «همه محصولات همین‌طورند، شما اگر با ایده‌ کسی یک اپ بسازید یا وسیله‌ای در آشپزخانه، کار اخلاقی‌ای کرده‌اید؟ این شبیه همین کاری است که ما می‌کنیم (سایه‌نویسی ادبی)» اما تأکید این سایه‌نویس جوان بر این است که شخصیت‌ها، پلات، گره دراماتیک داستان و غیره و غیره همه توسط طرف قرارداد تولید شده است و در اختیار سایه‌نویس قرار داده شده است. جان داپلر در وب‌سایت اتحادیه مؤلفان مستقل، پیچیدگی این سؤال را یک مرحله بیشتر می‌کند، او می‌پرسد: «سایه‌نویس با محتوای ادبی‌ای که تولید می‌کند قرار است به چه ایده‌ای پروبال می‌دهد؟» برای او هم اینکه ایده و شخصیت‌ها و پلات توسط مشتری در اختیار نویسنده گذاشته شده، پیش‌فرض گرفته شده است. اما تمام وظیفه سایه‌نویس را در تحویل محتوایی که برایش قراردادی امضا کرده است، نمی‌داند، و بر تأثیرگذاری دوچندان محتوای ادبی در اذهان تأکید می‌کند.

در این بین نویسندگان جوانی هستند که ذیل قراردادی برای ناشران سایه‌نویسی می‌کنند و کتاب‌های سریالی‌ای تولید می‌کنند که بعضا به دست سایه‌نویس دیگری ادامه پیدا می‌کند، طبعا این نوع از سایه‌نویسی ادبی در اینجا مدنظر ما نیست، چراکه نام نویسنده این آثار اغلب یا نامی مستعار است و یا اسم اولین نویسنده‌ سری کتاب‌هاست، در هر دو صورت تولید این آثار ذیل نام فرد حقیقی‌ای که نویسنده نیست قرار نمی‌گیرد. اما این یک حقیقت انکار نشدنی است که خلق محتوای ادبی‌ای که سایه‌نویس برای آن انرژی فراوانی گذاشته است و در حد زیادی از آن خود کرده است، کار بسیار طاقت‌فرسایی‌ست. و درنهایت اگرچه قرارداد بین مشتری و سایه‌نویس مالکیت محتوای تولید‌شده را از آن مشتری مي‌داند، اما ادبیات میراثی‌ست برای تمام بشر، و شاید همین است که پنهان شدن نام نویسنده اصلی را غیراخلاقی می‌کند.

و اما معمول‌ترین فرم سایه‌نویسی که همان نوشتن زندگینامه افراد است. شریل کونر در وب‌سایت فوربز می‌نویسد که شفافیت همه‌چیز است، اگر معلوم باشد که ایده‌ مؤلف کجا تمام می‌شود و کار سایه‌نویس از کجا شروع می‌شود، می‌توان به یک قرارداد اخلاقی برای پروژه سایه‌نویسی رسید. نکته جالب در سایه‌نویسی زندگینامه هم شاید همین است. خاطرات، مثل زیربنای ساختمانی می‌شوند که سایه‌نویس دیوارها و رویه‌‌ کف‌ها را به آن اضافه می‌کند. فارغ از اینکه نام سایه‌نویس به‌عنوان ویراستار و یا به‌عنوان همکاری که از او تشکر شده است بیاید یا نیاید، محتوای زندگینامه‌ها از آن مؤلف است. این دقیقا همان چیزی است که ناداستان (Non-Fiction) را از داستان (Fiction) جدا می‌کند، و مرز بین یک قرارداد اخلاقی با قراردادی غیر شفاف و مبهم است. در پروژه‌های نوشتن زندگینامه، هر چه قلم سایه‌نویس کمرنگ‌تر باشد و حضور کاراکتر راوی خاطرات پررنگ‌تر در‌واقع نشانی بر تمام و کمال انجام دادن پروژه توسط سایه‌نویس است. اینکه نویسندگی مهارتی است در اختیار متخصصانی که می‌توانند در صورت نیاز آن را با دیگرانی همچون راویان کتاب‌های زندگینامه به اشتراک بگذارند، تولید محتوایی غیراخلاقی‌ نیست، بلکه هرچه در جامعه‌ای رواج بیشتری پیدا کند، می‌تواند کمکی باشد برای ساختن میراث تاریخی برای نسل‌های بعد.


سایه‌نویسی اخلاقیات سرقت‌ادبی زندگینامه

دیگر مطالب سایه‌نویسی

اسم مستعارها وجود خارجی ندارند!

بخش دوم:

در بخش قبلی به نقش واسط موسسات بسته‌بندی و سایه‌نویسان اشاره کردیم. این بخش که ادامه مقاله پیشین است، به توضیح بیشتر این بنگاه‌ها در بازار کتاب نوجوانان در غرب می‌پردازد.


سایه‌نویسی در ادبیات نوجوانان

علاوه بر سری کتاب‌های نانسی درو (Nancy Drew) تقریبا تمام کتاب‌های ژانر وحشت نوجوانان توسط سایه‌نویسان نوشته شده است. البته علت این امر مدل کسب و کار موفقی است که امکان گسترش حوزه‌ کاری را به سایه‌نویسی داده است.


کتاب زندگی

آیا تنها افراد مشهور می‌توانند کتاب‌های زندگینامه‌شان را سایه‌نویسی کنند؟ با فراگیرتر شدن خدمات سایه‌نویسی در جهان غرب، امکان ثبت روایت زندگی از انحصار افراد خاص درآمده است، و امروزه بسیار از فرزندان تنها برای ثبت گنجینه‌ خانوادگی‌شان بیش از پیش به ثبت تاریخچه‌ والدین‌شان علاقه نشان می‌دهند. در این مطلب به طور خلاصه به چند نمونه از این تجارب پرداخته شده است.


ما باید از خاطرات پاسداری کنیم

دوری و فاصله افتادن میان انسان‌ها به‌خصوص اعضای خانواده‌ها از تلخ‌ترین تبعاتِ همه‌گیری ویروس کرونا و شیوع آن در سرتاسر جهان است. کووید 19 نه‌تنها هراس جمعی به بار آورد، موجب دوری فرزندان از پدران و مادران و دیگر افراد مسن خانواده شد که بیش از دیگران در معرضِ ابتلا بودند. این فاصله بسیاری از فرزندان را به مرور خاطرات واداشت و بسیاری هم سراغ آلبوم‌های خانوادگی و شجره و سوابق خانواده خود رفتند و به مرور گذشته نشستند. در این میان به دلیل اعلام قرنطینه و اعمال محدودیت‌ها حیاتِ اقتصادی جامعه به خطر افتد و بسیاری از شرکت‌ها ناگزیر به تعدیل نیروهاشان شدند و بسیاری شغل خود را از دست دادند. اما در این میان جالب است یکی از مشاغلی که چندان هم شناخته‌شده نیست رونق پیدا کرده است. به دلیل رجوع افراد به خاطرات و درک اهمیت خانواده در دوری از پدران و مادران، بسیاری به فکر افتادند تا خاطرات آنان را ثبت کنند و از این‌رو شغلِ سایه‌نویسی در برخی از کشورها رونق گرفت. گاردین در مطلبی ضمن اشاره به افزایش تقاضا برای نوشته‌شدن زندگینامه، به ایده ثبت زندگی‌ها می‌پردازد چراکه زندگی پیش‌بینی‌ناپذیرتر از قبل شده و باید از خاطرات پاسداری کرد.


۶ فرد مشهوری که کتاب‌هایشان سایه‌نویسی شده

اگر اخبار افراد مشهور را دنبال کرده باشید، با بحث‌های حول محور کتاب‌هایی که نوشته‌اند هم آشنا هستید. هر از چندگاهی این سوال پیش می‌آید که آیا مثلا واقعا پاریس هیلتون کتابی که منتشر کرده است را خودش نوشته است؟ یا جی اف کی در زمان سناتوری، کی زمان این را پیدا کرد که کتابی را بنویسد و منتشر کند؟ نوشتن کتاب خاطرات کار بسیار زمان‌بری است، اما فارغ از مسئله زمان مهارت نوشتن هم چیزی نیست که با آن به دنیا بیاییم. نوشتن کتاب خاطراتی که بتواند بخش قابل توجهی از بازار را به خود تخصیص دهد، نیاز به نویسندگان زبردستی دارد.


سایه‌نویسی و فرهنگ زندگی‌نامه‌نویسی سیاستمداران

در بهار ۱۹۴۹ النور روزولت به همراه دست‌نویس بخش دوم خاطراتش سراغ ویراستارهایش در مرکز خاطرات‌نویسی برای بانوان رفت - این بخش از خاطراتش در مورد سال‌های اقامتش در کاخ سفید بود- جوابی که به او دادند این بود «بسیار متن عجولانه‌ای بود انگار که هنگام پا زدن روی دوچرخه در مسیر آتش‌گرفته‌ای نوشته شده باشد.» ویراستارها از روزولت خواستند تا دست‌نوشته را به کمک یک سایه‌نویس بازنویسی کند. اما روزولت نپذیرفت «آن‌وقت احساس می‌کنم کتاب مال من نیست.» در نهایت روزولت یک قرارداد صد‌و‌پنجاه هزار دلاری برای فروش کتاب با یک ناشر معتبر امضا کرد و کتاب «آن‌چه به یاد دارم» کتاب پرفروشی در گیشه‌ها شد و در قلب و روح زنان خانه‌دار آمریکایی جای گرفت.


ارتش سایه‌ها

سایه‌ها نیروهای زودگذری هستند که در پشت بزرگ‌ترین هیجانات دنیای نشر جای گرفته‌اند. اخیرا با مطالعه صفحات ادبی، هیچ بعید نیست این تصور شکل بگیرد که این ارتش شبح‌گونه رو به افزایش است.