دکتر، معلم، پرستار و کتاب‌های پرفروش

1399/12/23

یک پرستار بریتانیایی موفق شد تا در کمتر از چند هفته صد هزار نسخه از کتاب خاطراتش را به فروش برساند. این یک موج جدید در ادبیات عامه‌پسند است، آدم‌هایی که زندگی عادی خود را روایت می‌کنند. کتاب‌های خاطراتِ افراد عادی یکی از عناوین پرفروش دنیای نشر شده‌اند. معلم‌ها، دکترها و یا خانه‌دارانی که از زندگی روزمره خود می‌گویند، اقبال زیادی در بازارهای نشر جهانی پیدا می‌کنند.

 

کریستی واتسون حتی تصورش را هم نمی‌کرد که روزی بتواند کتابی در رابطه با شغلش یعنی پرستاری بنویسند، چه برسد به این‌که خاطراتش را روایت کند. او می‌گوید: «فکر نمی‌کردم که زندگی‌ام برای کسی خارج از محدوده نزدیکانم جالب باشد.» 

پس از بیست سال راه رفتن در راهروهای بیمارستان بخش کودکان، واتسون خاطرات زیادی برای بازگو کردن داشت. نجات دادن بیماری که قلبش ایستاده بود، خواندن نامه‌ای که پسری به پدر و مادر کودک مرده‌ای که اعضای بدنش به او اهدا شده بود، و غیره. 

مدت زمان کمی بعد از فوت پدرش بر اثر سرطان، واتسون به کار برمی‌گردد و با دیدن یکی از بیمارهایش زیر گریه می‌زند؛ «او همان پیژامه‌هایی را به پا داشت که پدرم همیشه می‌پوشید.» کریستی به صورت مدام خاطراتش را ثبت می‌کرد. و همین خاطرات بودند که پس از مدتی تبدیل به کتاب «زبان مهربانی: داستان یک پرستار» شدند. همان کتابی که صد هزار نسخه از آن در چند هفته به فروش رسید. اما کتاب واتسون یک استثنا نیست، این ژانر از کتاب‌ها موج جدید فراگیری است. نکته جالب این است که به نظر می‌رسد زندگی سلبریتی‌ها و افراد مشهور مثل قدیم خواهان ندارند. حالا نوبت معلم‌ها، نگهبانان زندان، خدمتکاران، سربازها و حتی کافه‌چی‌هاست که مرکز توجه باشند. 

در سال ۲۰۱۹ کتاب‌های خاطرات در بریتانیا رشد ۴۲ درصدی داشته‌اند، یعنی فروش آن‌ها به عددی نزدیک به 2.5 میلیون رسیده است. و بخش اعظمی از این عدد متعلق به کتاب‌های خاطرات افراد معمولی است. واتسون ۴۲ ساله می‌گوید: «اصلا انتظارش را نداشتم.» همزمان که در بیمارستان به‌عنوان پرستار مشغول به کار است، واتسون به انتشار دو رمان دیگر فکر می‌کرد، او به پیشنهاد مشاورش تصمیم می‌گیرد داستان زندگی خودش را بنویسد. «چون این کتاب در مورد خودم، داستان زندگی‌ام، و پدرم بود فکر می‌کنم خیلی طبیعی از کار درآمد، چون به‌جای این‌که مغزم داستان‌ها را روایت کند، قلبم راوی آن‌ها بود.» 

یک ناشر در رابطه با این موج جدید این‌طور می‌گوید: «سلبریتی‌ها دیگر آن‌قدر هم جذاب و الهام‌برانگیز نیستند، مردم دلشان نمی‌خواهد جای آن‌ها باشند. مخاطب‌ها داستان‌های زندگی مردم معمولی‌ای را می‌خواهند که می‌شود به‌درستی آن‌ها اعتماد کرد.» به همین دلیل هم معتقد است که دنیای نشر تمایل بیشتری به کتاب‌های ناداستان پیدا کرده است. 

نام کریستی واتسون حالا کنار نام آدم‌هایی مانند میشل اوباما پشت ویترین مغازه‌ها دیده می‌شود. کریستی معتقد است که فضای خلق‌شده توسط شبکه‌های اجتماعی هم در به وجود آمدن این نوع از درخواست تأثیرگذار بوده است، چرا‌که عطش بینندگان برای دنبال کردن سلبریتی‌ها در این فضاها کم می‌شود. 

در همین فهرست کتاب‌های پرفروش خاطرات، بعد از نام کریستی واتسون به نام یک سرباز سابق بر می‌خوریم: انت میدلتون.

خاطرات میدلتون با عنوان «اولین مرد وارد می‌شود». این سرباز سابق که تخصصش تیراندازی با اسنایپر بوده است، به جرم اهانت به دو پلیس دیگر در سال ۲۰۱۴ یک سال را در زندان می‌گذراند. همین اتفاق هم پایان کارش با ارتش را رقم می‌زند. میدلتون که کودکی و نوجوانی سختی داشته است، تبدیل به مرد سرسختی در بزرگسالی می‌شود. ارتش انتقادات زیادی را به کتاب خاطرات میدلتون وارد می‌داند، با این حال میدلتون می‌گوید همکارانش در ارتش حمایتش می‌کردند چرا‌که این کتاب به‌نوعی تبدیل به صدای آن‌ها هم شده بود. میدلتون می‌گوید: «همکارانم به من می‌گفتند که تو به مردم نشان دادی که ما هم پدران، فرزندان و خانواده‌های کسانی هستیم، نه ماشین‌های جنگنده. ما هم به دنبال زندگی معمولی‌ای هستیم.» به نظر می‌رسد بخشی از شهرتی که کتاب‌هایی مانند خاطرات میدلتون و خاطرات مت هیگ «دلایلی برای زنده ماندن» که در مورد دست‌و‌پنجه نرم کردن با افسردگی است، وامدار لحظه‌های عاطفی‌ای است که این داستان‌ها برای مخاطب‌ها رقم می‌زنند. 

مارک بورکوفسکی متخصص روابط عمومی می‌گوید: «قهرمانان جدید مردم عادی هستند، چرا‌که سلبریتی‌های بسیاری ما را از خودشان ناامید کرده‌اند.» البته معتقد است که در نهایت این بازار کتاب است که علایق را تربیت می‌کند. اما اگر برگردیم به داستان واتسون، او می‌خواهد پرستاری را کنار بگذارد و نویسندگی را ادامه دهد. او می‌گوید: «پرستارها، معلم‌ها، کارگرها ممکن است آدم‌های معمولی‌ای باشند اما کارهای فوق‌العاده‌ای انجام می‌دهند. و مسئله درگیر شدن با داستان کسی است که چیزی را از سر گذرانده و حالا آن‌را روایت می‌کند.»

 

* آن‌چه خواندید ترجمه‌ آزادی از بخشی از مقاله‌ای با همین نام است که در مجله اینترنتی گاردین، سال ۲۰۱۹ منتشر شده است.


سایه‌نویسی زندگینامه‌نویسی

دیگر مطالب سایه‌نویسی

رمزگشایی از سایه‌نویسی

بخش دوم

نویسندگی یک هنر و پروسه‌ی نوشتن کتاب یک پروسه‌ی خلاقانه است، در نتیجه لازمه‌ی موفق بودن همکاری بین مؤلف و سایه‌نویس توجه و تمرکز طرفین است. در نتیجه فارغ از این‌که چه کسی عمل نوشتن کتاب را انجام می‌دهد اگر یکی از طرفین به‌تمامی از پروژه دور باشد، این همکاری از ابتدا محتوم به شکست است.

در بخش دوم از ترجمه‌ی این مقاله به بخش‌های چالش‌برانگیز حرفه‌ی سایه‌نویسی پرداخته شده است، آن‌چه ممکن است سایه‌نویسی را برای بسیاری از نویسندگان به حرفه‌ای کوتاه‌مدت تبدیل کند.


رمزگشایی از سایه‌نویسی

بخش اول

سایه‌نویسی می‌تواند مفهومی رازآلود باشد، در سایه‌ ماندن هویت نویسنده‌ی یک اثر می‌تواند به گمانه‌زنی‌های بسیاری در رابطه با اثر بیانجامد. اما آنجالی توماس در مطلبی که با همین عنوان در مجله‌ی «خلیج‌تایمز» چاپ کرده است، به‌اختصار به جوانب مرموز این حرفه پرداخته است. مواردی که شاید بتوان گفت همزمان که می‌تواند لذات کار سایه‌نویسی باشد، چالش‌های این حرفه نیز محسوب می‌شود.


ضربه‌زدن به یک روح

کتاب خاطرات مدل آمریکایی، امیلی راداکاوسکی سر و صدای زیادی برپا کرده است. این کتاب خاطرات که مجموعه‌ای از جستارهایی است که او در رابطه با تجربه‌ی کار در صنعت مدلینگ نوشته است، هم در فرم و هم در محتوا یکی از نمونه‌های نامتداول کتاب خاطرات افراد مشهور (سلبریتی) محسوب می‌شود. اما این کتاب خاطرات هم مانند بسیاری از کتاب‌های خاطرات پیش از خود توانسته است بخش در سایه‌ای از زندگی افرادی را که تجربه‌های مشابه راداکاوسکی دارند، پررنگ کند.


سایه‌نویسان از سایه بیرون می‌خزند بخش (اول)

در این مطلب دو بخشی به بهانه‌ی مرور کارنامه‌ی سایه‌نویسی اشخاصی که ظن همکاری آن‌ها در کتاب خاطرات پرنس هری می‌رود، مروری خواهیم داشت بر امکان‌‌ها و ترکیب‌های متفاوتی که تیم حرفه‌ای سایه‌نویس‌ها می‌تواند داشته باشد. 


سایه‌نویسی و جاودانگی

شما می‌توانید از نگاه خودتان معمولی‌ترین انسان کره‌ی خاکی باشید و همزمان می‌توانید داستانی اعجاب‌انگیز را روایت کنید که در عمیق‌ترین لایه‌های ذهن انسان‌های دیگری که خود را «معمولی» و «غیر متمایز» می‌بینند ماندگار شود.


من سایه‌نویس «رهبری متفکر»‌ام!

سایه‌نویسی مانند بسیاری از اشکال نوشتن، می‌تواند در ریتم روزانه‌ی کارهای ما به‌نحوی کاملا نامحسوس پدیدار شود. بسیاری از ما حتی متوجه این نیستیم که ممکن است در حال سایه‌نویسی باشیم. فارغ از کسانی که به‌صورت مستقیم در صنعت نشر و ادب کار می‌کنند، سایه‌نویسان دیگری هم در حوزه‌های دیگر مشغول به کار هستند، اما چه‌طور ممکن است  که سایه‌نویسی کنیم اما متوجه آن نباشیم؟


پس از کارولین کالووی

سایه‌نویسی می‌تواند شغل پرمخاطره‌ای باشد، همان‌طور که پولانسکی در فیلم «سایه‌نویس» به‌خوبی این را نشان می‌دهد، سایه‌نویسان طی به تحریر درآوردن خاطرات افراد مشهور ممکن است با رازهای تاریکی مواجه شوند. اگرچه قرارداد شما سایه‌نویس شما را از صحبت کردن در رابطه با امتیاز مؤلفین کتاب منع می‌کند، اما کسی نمی‌تواند حق اظهار نظر افراد در رابطه با یکدیگر را باطل کند. این بخش از وبلاگ کتاب وب‌سایت گاردین به این موضوع می‌پردازد.