پس از کارولین کالووی

آیا سایه‌نویسان باید علیه سوژه‌هایشان صحبت کنند؟

نویسنده: آلیسون فلوود
1400/07/03

سایه‌نویسی می‌تواند شغل پرمخاطره‌ای باشد، همان‌طور که پولانسکی در فیلم «سایه‌نویس» به‌خوبی این را نشان می‌دهد، سایه‌نویسان طی به تحریر درآوردن خاطرات افراد مشهور ممکن است با رازهای تاریکی مواجه شوند. اگرچه قرارداد شما سایه‌نویس شما را از صحبت کردن در رابطه با امتیاز مؤلفین کتاب منع می‌کند، اما کسی نمی‌تواند حق اظهار نظر افراد در رابطه با یکدیگر را باطل کند. این بخش از وبلاگ کتاب وب‌سایت گاردین به این موضوع می‌پردازد.

 

سی سال پس از سایه‌نویسی کتاب خاطرات دونالد ترامپ (هنر معامله) سایه‌نویس اثر یعنی تونی شوارتز، تجربه سایه‌نویسی کتاب ترامپ را با «ماتیک زدن به لب یک خوک» برابر دانست. او می‌گوید از این‌که به مردی که بعداً رئیس‌جمهور ایالات متحده شد کمک کرده است تا توجه بیشتری را به خود جلب کند، «عمیقاً احساس پشیمانی» می‌کند.

اندرو اَهاگان، بعد از این‌که اندرو از قرارداد ۶۰۰ هزار یورویی سایه‌نویسی برای آسانژ پا پس کشید، روایت پر جزئیاتی از سایه‌نویسی کردن برای جولیان آسانژ، مؤسس ویکی‌لیکس منتشر کرده است، که در آن به چیزهایی مانند این‌که آسانژ مربا را با دست می‌خورد پرداخته است.

و در ماه‌های گذشته ناتالی بیچ، هم با پیوستن به سنت سایه‌نویسانی که در رابطه با سوژه‌هایشان صحبت می‌کنند، جستار بسیار عمیقی در رابطه با سایه‌نویسی برای دوستش کارولین کالووی، اینفلوئنسر مشهور و بحث‌برانگیز شبکه‌های اجتماعی منتشر کرد. جستاری که در آن به نحوه دوستی‌اش با کارولین و شیوه کار کردن‌شان با هم و پیچیدگی‌هایی که دوستی و شغل سایه‌نویسی‌اش را در برگرفته بود، پرداخته است. دوستی آن‌ها پس از انتشار کتاب سیصد هزار یورویی کالووی به تلخی پایان می‌پذیرد.

بنابر روایت بیچ، پس از این‌که او و کالووی، پروپوزال کتاب را با هم به اتمام می‌رسانند، اینفلوئنسر می‌گوید که نمی‌تواند کتاب را به‌تنهایی بنویسد. بیچ در روایتش می‌گوید «پس از این‌که کارولین گفت نمی‌تواند کتاب را بنویسد من با نوشتن یک چهارم دست‌نوشته کتاب برای خودمان از ناشر زمان خریدم.»

پس از انتشار جستار بیچ، کالووی بی‌وقفه در حال پاسخ‌گویی به ادعاهای او از طریق شبکه‌های اجتماعی است، اما خب روایت بیچ، جزئیات متقاعدکننده‌ای دارد. این داستان که حالا توجه مخاطب‌های بسیاری را به خود جلب کرده است، حتی می‌تواند شما را در این موقعیت قرار دهد که از خود بپرسید، آیا من بیشتر ناتالی بیچ‌ام یا کارولین کالووی؟ اما در این میان، سایه‌نویسانی مانند اندرو کرافتس (سایه‌نویس بسیار مشهور) هم هستند که می‌گویند ممکن است کل این داستان سناریویی از پیش‌ساخته باشد.

کرافتس می‌گوید: «کل داستان مثل یک تصادف ماشین، ناگهانی است یا این‌که این دو نفر دقیقاً به آن‌چه که می‌خواستند رسیدند؟». کرافتس به‌عنوان یک سایه‌نویس صحبت‌کردن در رابطه با سوژه سایه‌نویسی را از نظر اخلاقی زیر سؤال می‌داند. «من فکر می‌کنم شوارتز نباید پس از سایه‌نویسی برای ترامپ، شروع به حرف زدن در مورد ترامپ می‌کرد. چون شما وقتی برای کسی سایه‌نویسی می‌کنید خب پولش را می‌گیرید. دقیقاً مثل وکیل بودن است، اگر شما بفهمید که موکل‌تان قاتل است، نمی‌توانید این مهم که شما وکیل او هستید را نادیده بگیرد، دوره بیفتید و پشت موکل‌تان بگویید که او قاتل است. این مقتضی شغل شما بوده است که از او در دادگاه دفاع کنید.» «اما از طرفی فکر می‌کنم این شوارتز بود که ترامپ را ترامپ کرد. من فکر نمی‌کنم که ترامپ می‌توانست رئیس‌جمهور شود اگر این کتاب نبود. ترامپ ظاهر یک سیاستمدار معقول را هم نداشت که قبول دارم این ممکن است بار عذاب وجدان سنگینی روی شانه‌های شوارتز گذاشته باشد.»

سایه‌نویس‌ها باید در چیزهایی خیلی خوب باشند. یکی از آن‌ها مطیع سوژه بودن در راه پیش بردن داستان است. اما در عین حال باید آن‌قدری سفت و سخت باشند که بتوانند مؤلف را از روایت جزئیات حوصله‌بر و بی‌اهمیت منصرف کنند. اما کرافتس معتقد است مهم‌ترین چیز در سایه‌نویسی غیاب ایگو است. «که به نظر من مشکلی است که دامن ناتالی بیچ و کارولین کالووی را گرفت. بیچ به هیچ‌عنوان یک شبح نیست، او خودش نویسنده جوانی است که به دنبال ساختن اسمش است. و این دختر (کالووی) او را کاملاً وارد مردابی کرد که ایگوی او را زیر سؤال برد.» «سایه‌نویسان، بسیاری از خیال‌پردازان و آدم‌هایی که رویاهایی بسیار بزرگ‌تر از توان خود را دارند، جذب می‌کنند. همه این آدم‌ها فکر می‌کنند داستانی که در ذهن‌شان دارند حتماً و قطعاً قرار است تبدیل به کتاب پرفروش شود. شما در نقش سایه‌نویس اکثر مواقع با کسانی که ایگوهای بسیار بزرگی دارند مواجه هستید، خب شانس این‌که یکی از این‌ها هم از کنترل مدیریت شما خارج شود بسیار زیاد است.»

کرافتس با بیش از ۸۰ عنوان کتاب که بسیاری از آن‌ها تبدیل به کتاب‌های بسیار پرفروشی شدند، تنها یک سوژه را به خاطر دارد که حتی در حرفه سایه‌نویسی‌اش هم می‌خواست تمام چیزهایی که نامش را به او مرتبط می‌کنند به تمامی از بین بروند. «او یک مرد محترم مسن بود. که من یادم است به تمامی برهنه از زیر دوش بیرون آمد.» «بعد تمام عکس‌های مربوط به کتاب را روی زمین پخش کرده بود و همین‌طور که با پاهای خیسش روی آن‌ها راه می‌رفت، عکس‌ها به کف پاهایش می‌چسبیدند. یادم است که در آن لحظه به خودم گفتم: «وقتشه که به چاک‌بزنی.»

 

این یادداشت ترجمه‌ای است از

https://www.theguardian.com


سایه‌نویس افرادمشهور اختلافات

دیگر مطالب سایه‌نویسی

سایه‌نویسان از سایه بیرون می‌خزند بخش (اول)

در این مطلب دو بخشی به بهانه‌ی مرور کارنامه‌ی سایه‌نویسی اشخاصی که ظن همکاری آن‌ها در کتاب خاطرات پرنس هری می‌رود، مروری خواهیم داشت بر امکان‌‌ها و ترکیب‌های متفاوتی که تیم حرفه‌ای سایه‌نویس‌ها می‌تواند داشته باشد. 


سایه‌نویسی و جاودانگی

شما می‌توانید از نگاه خودتان معمولی‌ترین انسان کره‌ی خاکی باشید و همزمان می‌توانید داستانی اعجاب‌انگیز را روایت کنید که در عمیق‌ترین لایه‌های ذهن انسان‌های دیگری که خود را «معمولی» و «غیر متمایز» می‌بینند ماندگار شود.


من سایه‌نویس «رهبری متفکر»‌ام!

سایه‌نویسی مانند بسیاری از اشکال نوشتن، می‌تواند در ریتم روزانه‌ی کارهای ما به‌نحوی کاملا نامحسوس پدیدار شود. بسیاری از ما حتی متوجه این نیستیم که ممکن است در حال سایه‌نویسی باشیم. فارغ از کسانی که به‌صورت مستقیم در صنعت نشر و ادب کار می‌کنند، سایه‌نویسان دیگری هم در حوزه‌های دیگر مشغول به کار هستند، اما چه‌طور ممکن است  که سایه‌نویسی کنیم اما متوجه آن نباشیم؟


یازده سپتامبر به روایت شاهد عینی

با نزدیک شدن بیستمین سالگرد یازده سپتامبر، من یاد مقاله‌ی «شاهد تاریخی» نوشته جان کری افتادم، نوشته‌ای که تمرکزش بر روایت‌های تاریخی از دوران باستان تا قرن بیستم بود. نکته‌ی این مقاله برای من تاکید بر «شاهد عینی» بود. در واقع تمام روایت‌های نام‌برده در این مقاله از نگاه یک شاهد عینی بازتعریف شده بودند.


بندبازی روی خاطرات

نوشتن کتاب خاطرات زندگی‌تان، یعنی بازگویی و دوباره‌زیستن تجربه‌های تلخ و گاهی گزنده‌ای که شما را ساخته است. جما کرِی، نویسنده‌ی کتاب «فروپاشی ما اهمیتی نداشت» در این مقاله از تجربه‌اش در رابطه با نوشتن خاطرات بسیار حساس ترومایی که در کودکی تجربه کرده است می‌گوید. بسیاری معتقدند که یکی از راه‌های کنار آمدن با ترومایی که فرد در کودکی تجربه می‌کند، سخن گفتن در رابطه با آن، نوشتن و یا خلق در راستای رها شدن از عوارض پس از تجربه‌ی تروماست. جما این راه‌حل را تا انتها رفت. او کتاب زندگی‌نامه‌ی خود را با محوریت اتفاقی که درک او را از هستی در کودکی تغییر داد نوشت. اگرچه این کار جسارت و شهامت بسیاری می‌خواهد اما نویسنده‌ی این زندگی‌نامه در این مقاله از دشواری‌های صحبت کردن به‌صورت عمومی در رابطه با آزار جنسی می‌گوید.


کتاب خاطرات شاهزاده هری

شاهزاده هری (شاهزاده‌ی بریتانیا) هفته‌ی گذشته اعلام کرده است که می‌خواهد کتاب خاطرات خود را تولید و منتشر کند. اما این روزها که نویسنده‌های بیشتری به سایه‌نویسی روی می‌آورند، چه کسی ممکن است اعتبار این کتاب پرفروش را از آن خود کند؟


«زنجیره‌ای»، کتابی از دیوید گوردون

دیوید گوردون چند سال پیش کتابی با عنوان «زنجیره‌ای» نوشت، این کتاب با اقبال زیادی روبرو شد. کتاب زنجیره‌ای در واقع داستانی در ژانر وحشت است که در نیویورک می‌گذرد، و داستان سایه‌نویسی را که می‌خواهد کتاب زندگی یک قاتل زنجیره‌ای را بنویسد، روایت می‌کند. گوردون این کتاب را در آمریکا نوشت، اما کشوری که کتاب در آن تبدیل به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های سال شد، آمریکا نه، بلکه ژاپن بود.